سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲

شعله‌های آتش، قلب یکی از زیباترین پناهگاه‌های امید میبد را سوزاند

مصلی میبد

در شبی سرد از زمستان ۱۴۰۴، وقتی نسیمی آرام در میبد، خواب کودکان و نوجوانان را نوازش می‌کرد، ناگهان شعله‌هایی از تاریکی برخاستند و قلب یکی از زیباترین پناهگاه‌های امید این شهر را سوزاندند.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان یزد،  کتابخانه مشارکتی و خیری مصلی آیت‌الله اعرافی، آن گوشه‌ کوچک اما پرنور، جایی‌که با بیش از هفت هزار جلد کتاب کمک‌درسی جدید و ارزشمند، آغوشش مثل مادری مهربان برای دانش‌آموزان کم‌بضاعت باز شده بود، در شبی سرد و زمستانی، در آتش سوخت.
 

شعله‌های آتش، قلب یکی از زیباترین پناهگاه‌های امید میبد را سوزاند

هر جمعه، سید مصطفی موسوی؛ مسئول دلسوز این کتابخانه، با لبخندی گرم به استقبال نوجوانانی می‌رفت که با چشمان پر از شوق و کیف‌های سبک، قدم به آنجا می‌گذاشتند. کتاب‌هایی که برای بسیاری از خانواده‌ها به‌سختی دست‌یافتنی بود، اینجا رایگان در دسترس‌شان قرار داشت؛ دریچه‌ای به سوی درس‌های بهتر، نمرات بالاتر و آرزوهای بزرگ‌تر.
اسماعیل سعادت؛ رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی میبد، با صدایی که از بغض می‌لرزید، گفت: «این کتابخانه فقط چند قفسه و چند دیوار نبود… اینجا خانه‌ دوم بچه‌های این شهر بود. جایی که بدون یک ریال هزینه، می‌توانستند بهترین منابع را بخوانند و رویاهایشان را بسازند.
خیران عزیز میبد با دست‌های پرمهر و قلب‌های بزرگ‌شان این نور را روشن کرده بودند… اما در یک شب، همه‌چیز خاکستر شد.»

شعله‌های آتش، قلب یکی از زیباترین پناهگاه‌های امید میبد را سوزاند

خسارت بیش از ۱۰ میلیارد تومان است، اما کدام عدد می‌تواند هم‌ارزش اشک‌های نوجوانانی باشد که ناگهان تنها پناهگاه مطالعه‌شان را از دست دادند؟ کدام رقم می‌تواند عمق آن خلأ را نشان دهد که در چشمانشان جا خوش کرده؟ بچه‌هایی که هر هفته با ذوق می‌آمدند و حالا با دست‌های خالی و دل‌های شکسته مانده‌اند و می‌پرسند: «حالا چی بخونیم؟ فردا چی میشه؟»
این آتش، فقط کاغذ و جوهر را نسوزاند؛ بخشی از آرزوهای پاک، بخشی از خنده‌های بی‌صدا بر لبه‌ی کتاب، و بخشی از اعتماد و امید یک نسل را به باد داد.
مردم میبد امروز با چشمانی پر از اشک و سؤال می‌گویند: چرا؟ چرا پناهگاه آرزوهای بچه‌هایمان را آتش زدید؟  چرا جایی‌که خیران با عشق ساختند را ویران کردید؟  اما در میان این اندوه سنگین، هنوز نوری کوچک می‌درخشد. نوری از جنس همدلی، از جنس دست‌های سخاوتمند خیران، از جنس اراده‌ مسئولان و مردم خوب میبد.

شعله‌های آتش، قلب یکی از زیباترین پناهگاه‌های امید میبد را سوزاند


به امید روزی که این کتابخانه، زیباتر، گرم‌تر و پربارتر از قبل، دوباره درهایش را به روی خنده‌های نوجوانان باز کند. همان نوجوانانی که قرار است فردای این سرزمین را با دست‌های خود بسازند و بنویسند.  تا آن روز، نام هر کتاب سوخته و هر دانش‌آموزی که در این آتش زخم خورد، در قلب مردم ابن مرز و بوم زنده می‌ماند.  هیچ شعله‌ای، هر چقدر هم سرکش، نمی‌تواند نور دانش و امید را برای همیشه خاموش کند.  نور، همیشه راهش را پیدا می‌کند… و این بار، با عشق بیشتر بازمی‌گردد.

شعله‌های آتش، قلب یکی از زیباترین پناهگاه‌های امید میبد را سوزاند

برچسب‌ها

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
7 + 11 =